کسرا – آیینه

کسرا – آیینه

من عمره تو فکرمه مرگ
آینه بهم میگه قیدو بکن ،
یه نفر توی آینه هست
حال نمیکنه من زنده باشم ،
حاجی اینجا بد جنگیه ،
قلبو مغزم باهم در گیره ،
سنگ قبرم کجاست پس
بگو حاجی روش بنویسن چشاش ترسیده
منومن باهدف قبل
میخوابم وسط قبرولی تو تخمشو نداری
من همینیم که هستم ،
ولی تو و ایلو تایفت حتا عرضشو ندارید
تو این زندگی تکو تنهام
عشقم سعی کرد بکشتم صدبار
ولی من هنو حاجی اینجامو سرپام
پا پس نمیکشم توی دردام ،
آینه بم میگه بپر
من دیگه تغریبا حرفاشو حفظم،
دونصفم ،
نصفم مرده نصفم زخمه
تهش چی میخواد بشه قصه ام گنگه
حسم مرده ولم کن هی
میخوام بدونم حاجی چم هست چون که
یچی تو مو اتیش میزنه او سرخه
مفزم قفله
،
رد دادم شانسامو ریدم توش رفت
تو باشگاه میجنگم تا که مصدوم شم
ساختم باهیچی تا که مجبور شم
که جنگو بلد بشم اونم با زور،
منو نترسون لاشخور از دور
که خودم با خودم تو جنگم از دور
فرتو فرت تو سینم پر شد از دود
انقد پای درخت کینه هام نریز کود
من خستما از همه جشنمه مرگ
رو آینه ملافه میکشم سر شب
تا اون هیولاعه نیاد سمتمو تهش
نشم قاتله خودم یا اونی که باید ها
شهر شده پر از تخمه حروم
هرخری اومد گرفت عقده پلوم
ریسکی زندم از فردام دلگیر
به ازرائیل بگو بیاد جعم کنش تیز
تو ریسکم وسط سیرکم ،
انگاری جنگه ، انگاری نیستم،
خستم ردم جنگ داره قلبم،
حرف دارم زیاد که بت بگم عمدا رفتم
توی دره با مخ گیر کردم
مثل اسیرای جنگی روحم دوتا شد
با خودم جنگیدم پوست کلفت شدم
ولی خب حاجی جونم دوتا شد
یه شیطان توم زندس
از خدا کمک گرفتم امشب
شیطان میگه برو بالا کوه بپر
خدا دستمو گرفت الان زندم
،،،، تو این اینه رمزه یکی توش بهت نگاه میکنه
خوب نیست حالش
همون بچه ی زخمی
دنبال زندکی نیست داره تردید
کسرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین محصولات

بیشتر